سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران
تنگدستى بزرگتر مرگ است . [نهج البلاغه]
ساز خاموش

تقریبا یک سال پیش بود که با اعتذار نوشتم: «چیز دیگری از دست من برنمی‏آید جز آنکه چند سطری اینجا بنویسم». آن نوشته برای عذر خواهی از عده‏ای هم‏وطن بود. امروز، بار دیگر مجبورم همان جمله را تکرار کنم؛ اما این بار برای عذر خواهی از یک هم‏وطن.

آقای اصغر فرهادی، چیز دیگری از دست من برنمی‏آید جز آنکه چند سطری اینجا بنویسم و از شما معذرت بخواهم. آقای فرهادی ما را ببخش که نتوانستیم جمع کردن جایزه‏های رنگارنگ فیلم‏تان را تحمل کنیم و هنر شما را با توهین‏ها و تهمت‏های رنگارنگ پاسخ دادیم. آقای فرهادی ما را ببخش که هیچ‏ یک از مدیران و مسئولین ما نتوانستند پیامی چند خطی برایتان بنویسند؛ چرا که شما فقط جایزه‏ی برلینا و گلدن گلوب را در دست گرفتید؛ نه وزنه‏های چند صد کیلویی مسابقات وزنه برداری را. آقای فرهادی عذر ما را پذیرا باش که در بخش‏های متعدد خبری، نامی از شما و فیلم شما نبردیم؛ چون خبر طفره رفتن رییس جمهور فرانسه از پاسخ دادن به سؤال یک خبرنگار و به دنیا آمدن نوزاد دوسر در برزیل برای مردم ما بسیار لازم‏تر از نامی است که شما از ایران و ایرانی در مهم‏ترین جشنواره‏های جهان نشان دادید.
آقای فرهادی اگر قرار باشد از شما معذرت بخواهم باید به عکس‏ شما هنگام گرفتن جایزه‏ی ارزشمند گلدن گلوب و کلمه‏ی IRAN در زیر تصویر شما نگاه کنم و تا صبح بنویسم آقای فرهادی ما را ببخش...
خوشحالم که می‏توانم شما را هم‏وطن خطاب کنم. ما سال‏ها منتظر آثار ارزشمندتان خواهیم بود. یادمان نرفته که شما هنوز چهل سالگی را هم رد نکرده‏اید و چه نیک‏ می‏اندیشیم که در دوران حیات‏مان، هنرمندی زندگی می‏کند که منتظر آثارش هستیم و به او و اخلاق پاک و مردمی‏اش احترام می‏گذاریم و بر طعن حسودانِ غمناک، می‏خندیم.

 اصغر فرهادی



نوشته شده توسط حامد عبداللهی سفیدان 90/10/28:: 2:46 صبح     |     () نظر


صبحی که آن گوی قیرگون
با نقاب آفتاب
از افق سر زد
خورشید مهربانی رفت؛
خدا در روستای ما مُرد.



نوشته شده توسط حامد عبداللهی سفیدان 90/10/16:: 3:54 صبح     |     () نظر