سفارش تبلیغ
صبا
چون سختى به نهایت رسد ، گشایش در رسد ، و چون حلقه‏هاى بلا سخت به هم آید ، آسایش در آید . [نهج البلاغه]
ساز خاموش

در سال ‏های اخیر نظاره‏گر از دست‏رفتن بزرگ‏مردان بسیاری بودیم. کسانی‏که هر یک در عرصه فعالیت خود از قله‏های تخصص خود شمرده می‏شدند. ادبیات، تاریخ، سینما، سیاست، اخلاق، عرفان، فقه،‏ فلسفه و دست آخر موسیقی هر یک داغدار فراق یکی از اساتید خود بوده‏اند.
بعد از درگذشت هر یک از بزرگان، برای ما بازماندگان چیزی جز چند صباحی یا حتی چند ساعتی حسرت باقی نمی‏ماند. ولی این حسرت برای هم‏نسلان من بسیار تلخ‏تر و نگران‏کننده‏تر است. چرا که می‏دانیم باید آماده شنیدن خبر‏های ناگوار دیگری هم باشیم و مهم‏تر اینکه برای پر کردن جای خالی از دست‏رفتگان نمی‏توانیم چشم امید به کسان دیگری بدوزیم. به ندرت می‏توان علوم و فنونی را یافت که اگر بزرگان و اساتیدش را از دست داد نسل جوانش برای پیشرفت و تعالی بیش از پیشش امیدوار کننده باشد. پدران ما به خود می‏بالند که روزگارشان این فرزانگان را به نسل ما تحویل داده است. نسل ما در برابر فرزندانش به چه چیز افتخار خواهد کرد؟ تنها به هم‏عصری با این بزرگان؟
 صادقانه و خالصانه بیندیشیم که چرا با این همه حرف زدن‏ها و برنامه ریزی‏ها و سیاست‏گذاری‏ها نمی‏توانیم جای خالی سرمایه‏های انسانی و معنوی از دست‏رفته را پر کنیم؟ اشکال کار ما کجاست که نسبت به هزینه‏ای که صرف می‏کنیم نه‏تنها نتیجه نمی‏گیریم بلکه گاهی نتیجه عکس عایدمان می شود؟ چرا به جای علاج اصل بیماری، با داروهای مسکن درد را می‏پوشانیم و منشأ درد را درمان نمی‏کنیم؟

ما در این انبار گندم می‏کنیم
گندم جمع آمده گم می‏کنیم

می نیندیشیم آخر ما به هوش
کاین خلل در گندم است از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست
وز فنش انبار ما ویران شدست

اول ای جان دفع شر موش کن
وانگه اندر جمع گندم جوش کن



نوشته شده توسط حامد عبداللهی سفیدان 88/7/15:: 2:48 صبح     |     () نظر