به رگهاى دل این آدمى گوشتپاره‏اى آویزان است که شگفت‏تر چیز که در اوست آن است ، و آن دل است زیرا که دل را ماده‏ها بود از حکمت و ضدهایى مخالف آن پس اگر در دل امیدى پدید آید ، طمع آن را خوار گرداند و اگر طمع بر آن هجوم آرد ، حرص آن را تباه سازد ، و اگر نومیدى بر آن دست یابد ، دریغ آن را بکشد ، و اگر خشمش بگیرد بر آشوبد و آرام نپذیرد ، اگر سعادت خرسندى‏اش نصیب شود ، عنان خویشتندارى از دست بدهد ، و اگر ترس به ناگاه او را فرا گیرد ، پرهیزیدن او را مشغول گرداند ، و اگر گشایشى در کارش پدید آید ، غفلت او را برباید ، و اگر مالى به دست آرد ، توانگرى وى را به سرکشى وادارد ، و اگر مصیبتى بدو رسد ناشکیبایى رسوایش کند ، و اگر به درویشى گرفتار شود ، به بلا دچار شود ، و اگر گرسنگى بى طاقتش گرداند ، ناتوانى وى را از پاى بنشاند ، و اگر پر سیر گردد ، پرى شکم زیانش رساند . پس هر تقصیر ، آن را زیان است ، و گذراندن از هر حد موجب تباهى و تاوان . [نهج البلاغه]
ساز خاموش

در حدیثی معروف به "حدیث جبرئیل"، پیامبر اکرم(ص) دین اسلام را در سه بعد معرفی می‏کنند. این سه بعد عبارتند از اسلام، ایمان و احسان. ایشان اسلام را شهادت دادن بر وحدانیت خدا و رسالت محمد(ص) و به جا آوردن نمازهای یومیه، پرداخت زکات، روزه و حج تعریف می‏کنند. ایمان را عبارت از ایمان به خدا، ملایکه و رسولانش و ایمان به آخرت و جزای اعمال می‏دانند. ایشان همچنین در تبیین احسان می‏فرمایند: أن تعبد الله کأنک تراه، فانک ان لاتراه فانه یراک.
دو امر اسلام و ایمان تا حدی واضح هستند اما امر سوم یعنی احسان چندان روشن نیست. می‏توان گفت فقها به امر
"اسلام" و متکلمین به "ایمان" می‏پردازند. اما "احسان" در هاله‏ای از ابهام است وبه ظاهر  صنف مشخصی از علما به این موضوع نمی‏پردازند. پیامبر اکرم(ص) در حدیث دیگری در مفهوم ایمان - به معنای عام نه معنای مذکور در حدیث جبرئیل- می‏فرمایند: الایمان، التصدیق بالجنان و القول باللسان و العمل بالارکان. در این حدیث نیز سه حوزه مطرح می‏شود که عمل به ارکان مربوط به حوزه فقه، قول به لسان مربوط به کلام و تصدیق به جنان حوزه‏ای است که مانند مصداقش در "حدیث جبرئیل" یعنی احسان متولی معینی ندارد.
گرچه عرفا را مشغول به احسان و تصدیق بالجنان می‏دانند اما همچون فقها و متکلمین دارای تشخص نیستند و همواره در گمنامی اجتماعی و علمی به سر می‏برند.
احادیث مذکور، اسلام را در سه بعد معرفی می‏کنند و یقینا از مخاطب خود اتیان سه امر را خواهان هستند. اما با نگاهی به تاریخ اسلام و مسلمین کسانی که در مقام نظر این سه امر را جمع کرده باشند اندک هستند و کسانی که در عمل هر سه بعد را لحاظ کنند اندک‏تر. متکلمین علم خود را پیروند‍‍؛ فقها شریعت را رهروند و عرفا طریقت خود را سالکند. گرچه بعضا شاهد تعامل این سه گروه بوده و هستیم اما هر یک از گروه‏ها تعریف مختص خودرا از دین دارند. هر طیف حوزه خود را در تصویر دین پر رنگ‏تر و پر نقش‏تر ارایه می‏دهند. گرچه منکر نقش حوزه‏های دیگر نیستند.


بیان مصداق از علمایی که در علم و عمل، عالم و عامل به هر سه بعد اسلام بودند مناسب مقام نیست. اما تنها برای روشن‏تر شدن مقصود می‏توان مرحوم علامه طباطبایی را مصداق بارزی برای یک عالم و عامل به اسلام معرفی کرد.

 



نوشته شده توسط حامد عبداللهی سفیدان 89/4/15:: 4:37 عصر     |     () نظر